الملا فتح الله الكاشاني
427
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مگر كه جاى او دوزخ باشد من با خود انديشه كردم كه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اين را از قرآن ميگويد و طلب آن بايد كرد پس با خود انديشه كردم اين آيه به ياد من آمد كه * ( وَمَنْ يَكْفُرْ بِه مِنَ الأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُه ) * گفتم ( صدق اللَّه و صدق رسول اللَّه ) پس خطاب به آن حضرت كرده ميفرمايد كه * ( فَلا تَكُ ) * پس مباش * ( فِي مِرْيَةٍ مِنْه ) * در گمان از اين موعد يا از قرآن ظاهر خطاب بحضرتست و مراد امتاند * ( إِنَّه الْحَقُّ ) * بدرستى كه اينموعد يا قرآن در وعده درست و راستست * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از پروردگار تو * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ ) * و ليكن بيشترين مردمان * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * نميگروند به آن و تصديق نميكنند به جهت قلت نظر و تدبر از فرط عناد و جحود * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * و كيست ستمكارتر يعنى كافرتر * ( مِمَّنِ افْتَرى ) * از آن كه افترا كند و بر بندد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خداى دروغ را يعنى نفى وحى او كند يا اثبات تنزيل نمايد براى او * ( أُولئِكَ ) * آن گروه مفتريان * ( يُعْرَضُونَ ) * عرضكرده خواهند شد در موقف * ( عَلى رَبِّهِمْ ) * بر پروردگار خود به اين وجه كه در موقف عرض حبس ايشان كنند و عرض اعمال كنند بر ايشان * ( وَيَقُولُ الأَشْهادُ ) * و خواهند گفت گواهان يعنى حفظه و كرام الكاتبين يا پيغمبران براى هر امتى و يا شهداى هر عصر از ائمه معصومين عليه السّلام يا اعضا و جوارح ايشان گواهى دهند كه * ( هؤُلاءِ الَّذِينَ ) * اين گروه آناناند كه از فرط عناد و جحود * ( كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ ) * دروغ گفتند بر پروردگار خويش باتخاذ ولد و شريك * ( أَلا لَعْنَةُ اللَّه ) * بدانيد كه لعنت خدا * ( عَلَى الظَّالِمِينَ ) * بر ستم كارانست يعنى كافران و مراد از لعنت دور شدنست از درگاه قرب حق اين تهويل عظيم است از آنچه احاطه كند ايشان را از عظم عذاب و عقاب و روز حساب به جهت ظلم ايشان بكذب و افترا بر خدا پس در صفت ايشان ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ ) * آنان كه از فرط عناد * ( يَصُدُّونَ ) * بازميدارند مردمان را * ( عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * از راه خدا يعنى از دين اسلام كه طريق موصل است برحمت بى غايت او بوسيله اطماع و تهديد و غير آن از اسباب مضله * ( وَيَبْغُونَها ) * و وصف ميكنند راه خداى را * ( عِوَجاً ) * بكجى و انحراف از حق و صواب و يا طلب اهل آن ميكنند تا ايشان را برده از آن راه برگردانند * ( وَهُمْ بِالآخِرَةِ ) * و حال آنكه ايشان بدانسراى * ( هُمْ كافِرُونَ ) * ايشان ناگرويدگانند تكرير ضمير جهت تاكيد كفر ايشان است بآخرت و فرط انكار بعث و نشر و عقاب و ثواب * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كافران * ( لَمْ يَكُونُوا